Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «باشگاه خبرنگاران»
2024-05-02@10:56:10 GMT

نقش شگفت انگیز جمجمه در سلامت مغز انسان

تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۴۰۲ | کد خبر: ۳۸۵۲۱۶۴۷

نقش شگفت انگیز جمجمه در سلامت مغز انسان

سلول‌های مغز استخوان در جمجمه، پاسخ مشخصی به بیماری دارند و دانشمندان می‌گویند این بدان معناست که جمجمه می‌تواند راهی مفید برای تشخیص و درمان احتمالی التهاب در مغز باشد.

یک تیم تحقیقاتی از آلمان و بریتانیا که این واکنش را بررسی می‌کنند، معتقدند که یافته‌های آن‌ها می‌تواند به عنوان یک تکنیک غیرتهاجمی تصویربرداری جمجمه عمل کند.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

علی ارتورک، عصب‌شناس از دانشگاه مونیخ در آلمان، می‌گوید: «این تحقیق راه را برای امکانات بی‌شماری در زمینه تشخیص و درمان بیماری‌های مغزی باز می‌کند و این پتانسیل را دارد که درک ما از بیماری‌های عصبی را متحول کند.»

به گفته این پژوهشگر، این پیشرفت می‌تواند منجر به نظارت موثرتر بر وضعیت‌هایی مانند آلزایمر و سکته شود و به طور بالقوه حتی با امکان تشخیص زودهنگام به پیشگیری از این بیماری‌ها کمک کند.

این گروه مسیر‌هایی را از مغز استخوان جمجمه از طریق بیرونی‌ترین سطح غشای محافظ مغز، مننژها، کشف کرده‌اند که سلول‌های ایمنی در آن قادر به حرکتتند و این تصور را به چالش می‌کشد که جمجمه و مغز هیچ تبادل مستقیمی ندارند. پس از مشکلاتی مانند سکته مغزی که باعث ضعیف شدن سد خونی مغزی می‌شود، سلول‌های ایمنی می‌توانند وارد مغز شوند، اما اینکه چگونه سلول‌های ایمنی از طریق جمجمه وارد لایه‌های مغز می‌شوند و در مقایسه با مسیر‌های دیگر چقدر به این لایه‌ها دسترسی دارند، هنوز مشخص نیست.

بیشتربخوانید

مغز انسان در کدام فصل بهتر کار می‌کند؟

محققان مشاهده کردند که اتصالات جمجمه-مننژ (SMCs) از آنچه قبلا تصور می‌شد به سطح مغز نزدیک‌تر است و اغلب به بیرونی‌ترین و سخت‌ترین غشای مننژ یعنی سخت‌شامه نفوذ می‌کند.

ایلگین کولاباس، متخصص اعصاب از دانشگاه مونیخ می‌گوید: «این یافته‌ها پیامد‌های عمیقی دارند و نشان می‌دهند که ارتباط بسیار پیچیده‌تری بین جمجمه و مغز نسبت به آنچه قبلا تصور می‌شد وجود دارد.» کولاباس و همکارانش همچنین سلول‌های شش استخوان مختلف، سخت‌شامه و مغز را مطالعه کردند و دریافتند که استخوان‌های مختلف پروفایل‌های مولکولی متفاوتی دارند و سلول‌های ایمنی منحصربه‌فردی در جمجمه شناسایی شده‌اند.

این تیم همچنین دریافتند که جمجمه انسان و موش حاوی سلول‌های نوتروفیل تخصصی است، نوعی گلبول سفید که نقش مهمی در سیستم ایمنی بدن دارد. این تیم با استفاده از نوعی تصویربرداری عملکردی به نام توموگرافی گسیل پوزیترون (PET)، تغییراتی را در سیگنال‌های جمجمه که منعکس‌کننده سیگنال‌های مغز زیرین در بیماران انسانی مبتلا به بیماری آلزایمر و سکته مغزی است، شناسایی کردند. آن‌ها همچنین افزایش سیگنال‌های پروتئین انتقال‌دهنده خاص بیماری (TPSO) را در قسمت‌های مختلف جمجمه در بسیاری از بیماری‌های عصبی تشخیص دادند.

دانشمندان گمان می‌کنند اکتشافات جدیدشان در رابطه با پاسخ ایمنی جمجمه، نشان می‌دهد که تشخیص التهاب مغز با کمی بیش از یک اسکن از جمجمه امکان‌پذیر است. یعنی می‌توان با دستگاه‌های قابل حمل و پوشیدنی، سلامت مغز را بررسی کرد. 

 آلزایمر، سکته مغزی و ام‌اس تنها چند نمونه از اختلالات عصبی هستند که میلیون‌ها نفر در سراسر جهان با آن‌ها دست به گریبانند. نمایش دقیق دانشمندان از التهاب جمجمه در بیماری‌های مختلف در انسان نشان می‌دهد که می‌توان از این روش برای تشخیص یا نظارت بر بیماری‌های مغزی در آینده استفاده کرد.

منبع: روزنامه همشهری

باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

منبع: باشگاه خبرنگاران

کلیدواژه: مغز انسان جمجمه سلول های ایمنی بیماری ها

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.yjc.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «باشگاه خبرنگاران» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۸۵۲۱۶۴۷ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

کشف شگفت انگیز سرنخ‌های ژنتیکی افسردگی

فرارو- از توصیف تجربیات اصلی افسردگی تغییرات در انرژی، فعالیت، تفکر و خلق و خو بیش از ده هزار سال می‌گذرد. واژه افسردگی حدود ۳۵۰ سال است که مورد استفاده قرار می‌گیرد. با توجه به چنین پیشینه طولانی‌ای ممکن است شگفت زده شوید اگر بدانید که متخصصان در مورد چیستی افسردگی و هم چنین درباره نحوه تعریف یا علت بروز آن با یکدیگر اجماع نظر ندارند. با این وجود، بسیاری از کارشناسان با این موضوع موافق هستند که افسردگی خانواده بزرگی از بیماری‌ها به علل و سازوکار‌های مختلف است. این امر باعث می‌شود تا  انتخاب بهترین درمان برای هر فرد چالش برانگیز باشد.

افسردگی واکنشی در برابر افسردگی درون زاد

به گزارش فرارو به نقل از کانورسیشن، یک استراتژی آن است که انواع فرعی افسردگی را جستجو کرده و ببینید که آیا ممکن است با انواع مختلف درمان بهتر عمل کنند یا خیر. یک مثال در این باره مقایسه افسردگی واکنشی با افسردگی درون زاد است. افسردگی واکنشی (هم چنین به عنوان افسردگی اجتماعی یا روانی نیز شناخته می‌شود) ناشی از قرار گرفتن در معرض رویداد‌های استرس زای زندگی است. این موارد ممکن است مورد تعرض واقع شدن یا مواجهه با از دست دادن یک عزیز باشد و یک واکنش قابل درک به یک محرک خارجی قلمداد می‌شوند.

در مقابل، افسردگی درون زاد (که به عنوان افسردگی بیولوژیکی یا ژنتیکی نیز قلمداد می‌شود) توسط چیزی در درون ایجاد می‌شود مانند ژن‌ها یا شیمی مغز. بسیاری از افرادی که به صورت بالینی در زمینه سلامت روان کار می‌کنند این نوع از تقسیم بندی را می‌پذیرند. با این وجود، پژوهشگرانی از دانشگاه سیدنی این تقسیم بندی را بیش از اندازه ساده قلمداد کردند. آنان به این موضوع پرداختند که ژن‌ها و رویداد‌های استرس زای زندگی ممکن است به صورت جداگانه در ایجاد افسردگی نقش داشته باشند، اما همزمان با افزایش خطر ابتلا به افسردگی یک فرد با یکدیگر در تعامل هستند. شواهد نشان می‌دهند که در  قرار گرفتن در معرض عوامل استرس زا یک جزء ژنتیکی وجود دارد. برخی از ژن‌ها روی مواردی مانند شخصیت یا کاراکتر تاثیر می‌گذارند. برخی از ژن‌ها بر نحوه تعامل ما با محیط تاثیر می‌گذارند.

در نتیجه، آن تیم تحقیقاتی در دانشگاهی سیدنی تصمیم گرفتند نقش ژن‌ها و عوامل استرس زا را بررسی کنند تا متوجه شوند آیا طبقه بندی افسردگی به عنوان واکنشی یا درون زاد معتبر است یا خیر. افراد مبتلا به افسردگی به پرسش‌هایی درباره قرار گرفتن در معرض رویداد‌های استرس زای زندگی پاسخ دادند. محققان دانشگاه سیدنی DNA نمونه‌های بزاق آن افراد را برای محاسبه مخاطرات ژنتیکی آنان برای اختلالات روانی مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. سوال آنان ساده بود این که آیا خطر ژنتیکی برای افسردگی، اختلال دو قطبی، اسکیزوفرنی، اختلال کم توجهی – بیش فعالی* (ADHD)، اضطراب  و روان رنجوری* (Neuroticism) بر قرار گرفتن گزارش شده افراد در معرض رویداد‌های استرس زای زندگی تاثیر می‌گذارد یا خیر.

شاید بپرسید آن محققان چرا برای محاسبه خطر ژنتیکی اختلالات روانی در افرادی که پیش‌تر دچار افسردگی بودند به پژوهش پرداختند و کم و بیش بودن این واریانت در افراد مختلف متفاوت است. حتی افرادی که پیش‌تر به افسردگی دچار بوده اند نیز ممکن است خطر ژنتیکی کمی برای آن داشته باشند.  این افراد ممکن است به دلیل برخی علل دیگر دچار افسردگی شده باشند.

محققان دانشگاه سیدنی خطر ژنتیکی شرایطی به جز افسردگی را به چند دلیل بررسی کردند. نخست آن که واریانت‌های ژنتیکی مرتبط با افسردگی با افسردگی مرتبط با سایر اختلالات روانی همپوشانی دارند. نکته دوم آن که دو فرد مبتلا به افسردگی ممکن است واریانت ژنتیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. بنابراین، محققان قصد داشتند شبکه گسترده‌ای برای بررسی طیف وسیع تری از واریانت‌های ژؤنتیکی مرتبط با اختلالات روانی ایجاد کنند.

اگر تقسیم بندی افسردگی به دو دسته واکنشی و درون زاد معتبر باشد انتظار می‌رود افرادی که مولفه ژنتیکی کم تری در افسردگی خود دارند (گروه واکنشی) رویداد‌های استرس زای زندگی را گزارش کنند. هم چنین انتظار می‌رود افرادی که دارای مولفه ژنتیکی بالاتری هستند (گروه درون زاد) رویداد‌های استرس زای کم تری را گزارش کنند.

با این وجود، پس از مطالعه بیش از ۱۴ هزار فرد مبتلا به افسردگی نتیجه کاملا برعکس آن چه انتظار می‌رفت حاصل شد. محققان دریافتند افرادی که در معرض خطر ژنتیکی بالاتری برای افسردگی، اضطراب، اختلال کم توجهی – بیش فعالی یا اسکیزوفرنی قرار دارند می‌گویند که در معرض استرس‌های بیش تری قرار گرفته اند. مواجهه با حمله از طریق سلاح، تجاوز جنسی، سانح رانندگی مشکلات حقوقی و مالی و سوء استفاده و مورد بی توجهی قرار گرفتن در دوران کودکی در افرادی که خطر ژنتیکی بالاتری برای افسردگی، اضطراب، اختلال کم توجهی – بیش فعالی یا اسکیزوفرنی داشتند شایع‌تر بود.

ژن‌ها چگونه نقش ایفا می‌کنند؟

خطر ژنتیکی اختلالات روانی حساسیت افراد را نسبت به محیط تغییر می‌دهد. دو نفر را تصور کنید یکی با خطر ژنتیکی بالا برای افسردگی و دیگری با خطر ژنتیکی پایین برای افسردگی. آن دو نفر شغل شان را از دست می‌دهند. فرد آسیب پذیر از نظر ژنتیکی از دست دادن شغل را به عنوان تهدیدی برای ارزش خود و موقعیت اجتماعی اش تجربه می‌کند. احساس شرم و ناامیدی در او وجود دارد. او از ترس از دست دادن شغل دیگر نمی‌توانند خود را مجبور کنند به دنبال شغل دیگری باشد. برای فرد دیگر از دست دادن شغل کم‌تر با چنین احساسی همراه است. آن دو نفر یک رخداد را به گونه‌ای متفاوت درونی می‌کنند و آن را به شکلی متفاوت به یاد می‌آورند.

خطر ژنتیکی برای اختلالات روانی همچنین ممکن است باعث شود افراد در محیط‌هایی قرار بگیرند که اتفاقات بدی در آن رخ می‌دهد. برای مثال، خطر ژنتیکی بالاتر برای افسردگی ممکن است بر عزت نقس تاثیر بگذارد و فرد را بیش‌تر در معرض روابط ناکارآمد قرار دهد که سپس تبدیل به روابطی بد خواهند شد.

مطالعه محققان برای افسردگی چه معنایی دارد؟

نخست آن که نتیجه مطالعه تایید می‌کند که ژن‌ها و محیط مستقل نیستند. ژن‌ها بر محیط‌هایی که در نهایت در آن زندگی می‌کنیم و بر رخداد‌های پس از آن تاثیر می‌گذارند. ژن‌ها هم چنین بر نحوه واکنش ما به آن رویداد‌ها تاثیر می‌گذارند.

دوم آن که نتیجه مطالعه محققان استرالیایی از تمایز بین افسردگی واکنشی و درون زاد پشتیبانی نمی‌کند. ژن‌ها و محیط‌ها تعامل پیچیده‌ای دارند. در اکثر موارد افسردگی ترکیبی از ژنتیک، بیولوژی و عوامل استرس زا است.

سوم آن که افراد مبتلا به افسردگی که مولفه ژنتیکی قوی تری در افسردگی خود دارند گزارش می‌دهند که زندگی شان با عوامل استرس زای جدی تری نشانه گذاری شده است.  بنابراین، از نظر بالینی افرادی که آسیب پذیری ژنتیکی بالاتری دارند ممکن است از یادگیری تکنیک‌های خاص برای مدیریت استرس خود بهره‌مند شوند. این ممکن است به برخی از افراد کمک کند تا در وهله نخست احتمال ابتلا به افسردگی را کاهش دهند. هم چنین، ممکن است به برخی از افراد مبتلا به افسردگی کمک کند تا مواجهه مداوم خود را با عوامل استرس زا را کاهش دهند.

اختلال کم توجهی – بیش فعالی یک اختلال عصبی رشدی است که با اختلال عملکرد اجرایی و علائمی همچون نقص در توجه و تمرکز، بی احتیاطی، بیش فعالی و تکانشگری که فراگیر، مخرب و در عین حال برای سن فرد غیرطبیعی هستند مشخص می‌شود.

*روان رنجوری یا روان آزرده گرایی یک تمایل طولانی مدت به یک حالت عاطفی منفی یا اضطراب است. روان رنجوری یک بیماری نیست بلکه یک ویژگی شخصیتی است. افراد مبتلا به روان رنجوری تمایل بیشتری به افسردگی دارند و بیش‌تر از دیگران احساس گناه، حسادت، عصبانیت و اضطراب می‌کنند.

دیگر خبرها

  • دانشمندان چهره یک نئاندرتال ۷۵ هزار ساله را بازسازی کردند
  • کشف شگفت انگیز سرنخ‌های ژنتیکی افسردگی
  • آمار شگفت‌انگیز مهدی قائدی در این فصل لیگ امارات
  • خفاش شگفت‌انگیز 6 گِرمی که زیر «برگ» زندگی می‌کند(+عکس)
  • تصاویر شگفت‌انگیز جیمزوب از سحابی سر اسب 
  • ساخت نخستین سلول مغزی مصنوعی با آب و نمک 
  • پرخطرترین شغل ها برای کارگران
  • بیماری‌های مُخِل سلامت کارگران
  • پرخطرترین مشاغل برای کارگران/ این بیماری ها سلامت کارگران را تهدید می کند
  • ChatGPT در تشخیص آبسه مغزی شکست خورد